گرانی دارو، ویزیت و خدمات درمانی، حالا فقط جیب بیماران را هدف نگرفته، بلکه آنها را از مسیر درمان دور کرده است؛ بخشی از بیماران مراجعه به پزشک و مراکز درمانی را عقب میاندازند و مسئولان هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند به تأخیر در درمان، خوددرمانی و تشدید بیماریها منجر شود.
این روزها بیمار نسخه را در دست میگیرد، اما پیش از رسیدن به داروخانه، حساب و کتاب هزینهها را آغاز میکند؛ یکی دردش را به امید رسیدن حقوق ماه بعد تحمل میکند، دیگری ویزیت و آزمایش را به تعویق میاندازد و آن یکی ناچار میشود داروی ضروری را از سبد هزینههای خانواده خط بزند؛ درمانی که قرار بود راهی برای نجات باشد، حالا برای بخشی از بیماران به هزینه ای تبدیل شده که توان پرداختش را ندارند.
گرانی درمان دیگر فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ بیماری است که فرصت درمان را از دست میدهد. حالا هشدارهای تازه درباره کاهش مراجعه بیماران به پزشکان و مراکز درمانی نشان میدهد بخشی از مردم نه از سر بینیازی، بلکه به دلیل ناتوانی مالی، درمان را عقب میاندازند یا نیمه کاره رها میکنند.
وقتی «دکتر رفتن» به هزینهای قابل حذف تبدیل میشود
در سالهای گذشته، افزایش هزینههای درمان همواره یکی از نگرانیهای خانوادهها بوده،اما آنچه اکنون اهمیت بیشتری پیدا کرده، تغییر رفتار بیمار در برابر این هزینههاست؛ مسئله فقط این نیست که بیمار برای خرید دارو پول بیشتری میپردازد؛ مسئله این است که بخشی از بیماران اساساً مرحله مراجعه را به تأخیر میاندازند تا مجبور نباشند هزینه ویزیت، آزمایش، تصویربرداری و سپس دارو را پرداخت کنند.
احمد آریایینژاد، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، به تازگی درباره همین وضعیت هشدار داده و گفته است افزایش هزینه دارو، تجهیزات پزشکی و ویزیت باعث شده بخشی از بیماران و نیازمندان توان مراجعه به مراکز درمانی و مطبها را نداشته باشند. او افزایش قیمت دارو و تجهیزات پزشکی از ابتدای سال ۱۴۰۵ را «غیرقابل باور و غیرقابل تحمل» توصیف کرده است.
اهمیت این اظهارنظر در آن است که کاهش مراجعه بیماران را نباید با کاهش نیاز به درمان اشتباه گرفت. ممکن است مطبی خلوت تر شود، اما بیماریها خلوت نمیشوند؛ بیمار ممکن است به پزشک مراجعه نکند، اما فشار خون، دیابت، بیماری قلبی، سرطان یا بیماریهای مزمن همچنان در بدن او وجود دارد و در بسیاری موارد، تأخیر در تشخیص و درمان میتواند وضعیت را پیچیده تر کند.
آریایی نژاد نیز نسبت به همین پیامد هشدار داده و گفته است ادامه این روند میتواند خوددرمانی، پیشرفت بیماریها و گسترش برخی بیماریها را به دنبال داشته باشد؛ این یعنی کاهش مراجعه، در ظاهر ممکن است به شکل «خلوت شدن مطب» دیده شود، اما در لایه زیرین خود میتواند نشانه افزایش بیماریهای درمان نشده باشد.
دارویی که گران شد و مراجعهای که عقب افتاد
بخش مهمی از این فشار به بازار دارو بازمیگردد؛ مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، در شهریورماه اعلام کرد متوسط قیمت دارو از ابتدای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۰۳ درصد افزایش یافته و پرداخت مستقیم بیماران نیز ۳۵ درصد بیشتر شده است، او همچنین از محدودیتهای ارزی و کاهش ۹۰۰ میلیون دلاری بودجه ارز ترجیحی سازمان غذا و دارو نسبت به سال قبل سخن گفته است.
البته این دو عدد یکسان نیستند؛ رشد متوسط قیمت دارو ۱۰۳ درصد اعلام شده، اما افزایش پرداخت مستقیم بیمار ۳۵ درصد بوده است. این فاصله نشان میدهد بیمه ها و سازوکارهای حمایتی بخشی از افزایش قیمت را جذب کرده اند. با این حال، همین رشد ۳۵ درصدی پرداخت از جیب برای خانواده ای که پیش از این نیز بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف مسکن، خوراک و سایر هزینه های ضروری میکرده، میتواند به معنای حذف یا عقب انداختن برخی هزینههای درمان باشد.
پیرصالحی همچنین گفته است برخی داروها به دلیل تغییر شرایط تأمین و حذف ارز ترجیحی با افزایش قیمت بیشتری روبه رو شدهاند و هزینههای تأمین مواد اولیه و مسیرهای واردات نیز بر قیمت نهایی اثر گذاشته است.
درچنین شرایطی، خانواده معمولاً هزینههای درمان را اولویت بندی میکند. داروی بیماری حاد ممکن است خریداری شود، اما مراجعه برای یک درد مزمن به ماه بعد موکول شود؛ آزمایش دوره ای انجام نشود؛ مراجعه به متخصص عقب بیفتد یا بیمار مصرف دارویی را خودسرانه کاهش دهد تا بسته دارو دیرتر تمام شود.
مشکل از همینجا آغاز میشود: درمانی که قرار بود با یک ویزیت و یک دوره دارویی انجام شود، ممکن است به دلیل تأخیر، به درمانی طولانی تر و پرهزینه تر تبدیل شود.
از تعویق ویزیت تا خوددرمانی و درمان ناقص
یکی از خطرناک ترین واکنشها به گرانی درمان، خوددرمانی است؛ بیمار وقتی توان پرداخت ویزیت را ندارد، ممکن است به نسخه قبلی، توصیه اطرافیان، داروهای بدون نسخه یا حتی درمانهای غیرعلمی پناه ببرد.
آریایینژاد نیز هشدار داده که افزایش هزینههای درمان میتواند خوددرمانی را افزایش دهد؛ این رفتار در بیماریهای مزمن اهمیت بیشتری دارد. بیماری که باید به طور منظم توسط پزشک بررسی شود، ممکن است تا زمانی که علائم شدید نشدهاند مراجعه نکند. در نتیجه، کنترل بیماری از دست میرود و مراجعه بعدی زمانی اتفاق میافتد که مشکل جدیتر شده است.
در مورد بیماریهای خاص و صعبالعلاج، وضعیت حساستر است؛ گزارشهای اخیر درباره فشار هزینه دارو بر بیماران نشان میدهد برخی بیماران به دلیل ناتوانی مالی درمان خود را ناقص میکنند یا ادامه آن را به تعویق میاندازند. در یکی از نمونههایی که آریایینژاد مطرح کرده، بیماری که کارگر و مستأجر است برای دو آمپول در ماه حدود ۷۴ میلیون تومان هزینه میکند؛ رقمی که برای بسیاری از خانوارها عملاً خارج از توان پرداخت است.
در چنین شرایطی، سؤال فقط این نیست که «دارو چقدر گران شده؟» سؤال مهمتر این است که بیمار چند ماه میتواند درمان را عقب بیندازد؟
بیمه؛ دیواری که باید جلوی پرداخت از جیب را بگیرد
یکی از مهم ترین راههای جلوگیری از حذف درمان، تقویت پوشش بیمهای است؛ اگر افزایش قیمت دارو، ویزیت و خدمات تشخیصی مستقیماً به بیمار منتقل شود، طبیعی است که گروههای کم درآمد زودتر از دیگران از چرخه درمان خارج شوند؛ آریایینژاد بر ضرورت تقویت پوشش بیمه ای برای کاهش فشار هزینه های درمان تأکید کرده است.
از سوی دیگر، مهدی پیرصالحی گفته است بیمهها تاکنون توانستهاند بخشی از افزایش قیمتها را پوشش دهند، اما نسبت به افزایش بدهی بیمهها و ادامه این روند ابراز نگرانی کرده و بر ضرورت پیشبینی بودجه مناسب دارو و تجهیزات برای سال آینده تأکید کرده است.
این نکته کلیدی است؛ زیرا حتی اگر قیمت واقعی دارو افزایش پیدا کند، سیاست حمایتی زمانی موفق است که افزایش قیمت به افزایش پرداخت مستقیم بیمار تبدیل نشود؛ درغیر این صورت، بیمه روی کاغذ وجود دارد اما بیمار همچنان هنگام مراجعه به داروخانه، آزمایشگاه یا مرکز درمانی با رقمی مواجه میشود که توان پرداخت آن را ندارد.
در چنین شرایطی، بیمه باید از یک پوشش اسمی به یک ابزار واقعی برای جلوگیری از حذف درمان تبدیل شود؛ به ویژه برای بیماران مزمن، سالمندان، خانوادههای کم درآمد و بیمارانی که نیازمند داروهای مستمر هستند.
هزینه امروز، بیماری گرانتر فردا
گرانی درمان فقط یک هزینه فوری برای خانواده ایجاد نمیکند؛ میتواند هزینه آینده نظام سلامت را نیز افزایش دهد.
بیماری که به موقع تشخیص داده نشود، ممکن است به مرحله ای برسد که نیازمند بستری، جراحی یا درمان طولانی مدت باشد. بیماری مزمنی که کنترل نشود نیز میتواند عوارض بیشتری ایجاد کند؛ بنابراین، هربار که بیمار به دلیل هزینه از مراجعه منصرف میشود، بخشی از هزینه درمان از امروز به آینده منتقل میشود؛ با این تفاوت که ممکن است در آینده چند برابر شود.
به همین دلیل است که کاهش مراجعه به پزشک را نباید یک اتفاق مثبت یا حتی خنثی تلقی کرد. خلوت شدن مراکز درمانی زمانی نشانه خوبی است که نتیجه پیشگیری و سلامت بیشتر مردم باشد، نه زمانی که بیمار به دلیل هزینه، در خانه مانده باشد.
گزارشهای اخیر نیز دقیقاً برهمین نگرانی تأکید دارند. در یک گزارش درباره وضعیت هزینههای درمان، کاهش مراجعه بیماران به مراکز درمانی در کنار افزایش قیمت دارو و خدمات پزشکی بهعنوان نشانه ای از فشار اقتصادی بر بیماران مطرح شده است.
از سوی دیگر، باید میان کاهش مراجعه به دلیل کاهش نیاز پزشکی و کاهش مراجعه به دلیل ناتوانی مالی تفاوت گذاشت. آنچه مسئولان حوزه سلامت درباره آن هشدار میدهند، نوع دوم است؛ یعنی بیماری که هنوز به پزشک نیاز دارد اما توان پرداخت هزینه آن را ندارد.
مسئله فقط دارو نیست؛ زنجیره درمان گران شده است
گاهی تصور میشود مشکل بیماران صرفاً با کنترل قیمت دارو حل میشود، اما هزینه درمان زنجیرهای از مخارج است: ویزیت، آزمایش، تصویربرداری، دارو، رفت وآمد، مراقبتهای پس از درمان و در برخی موارد هزینههای بستری و توانبخشی.
وقتی درآمد خانوار ثابت یا رشد آن کمتر از هزینههای ضروری باشد، درمان به یکی از نخستین بخشهایی تبدیل میشود که میتوان آن را به تعویق انداخت. خرید مواد غذایی یا پرداخت اجاره خانه امکان تعویق ندارد، اما ویزیت پزشکی را میتوان به هفته آینده موکول کرد؛ آزمایش را میتوان ماه بعد انجام داد و دارو را میتوان با نصف دوز مصرف کرد؛ اما بدن بیمار با منطق اقتصاد خانوار کار نمیکند.
بیماری منتظر نمیماند تا حقوق ماه بعد برسد
این همان نقطهای است که سیاستهای سلامت باید جدی تر وارد عمل شوند؛ اگر کاهش مراجعه ناشی از گرانی ادامه پیدا کند، بخشی از هزینهای که امروز خانواده از پرداخت آن فرار میکند، فردا به شکل درمان پیچیده تر و پرهزینه تر بازخواهد گشت.
در این میان، مسئولان باید علاوه بر کنترل بازار دارو، وضعیت واقعی پرداخت از جیب بیماران را نیز دنبال کنند. افزایش متوسط قیمت دارو یک شاخص مهم است، اما برای سنجش دسترسی واقعی مردم به درمان کافی نیست. باید مشخص شود یک خانواده با درآمد متوسط یا پایین برای درمان یک بیماری مشخص، در ماه چه میزان از درآمد خود را هزینه میکند و چند درصد بیماران به دلیل هزینه، مراجعه یا مصرف دارو را به تعویق میاندازند.
زنگ خطر برای سلامت عمومی
آنچه امروز در مطبهای خلوت تر و نسخه های نیمه خریداری شده دیده میشود، میتواند فردا خود را در بیمارستانها نشان دهد. بیمارانی که دیر مراجعه میکنند، بیماریهایی که دیر تشخیص داده میشوند و عوارضی که میتوانستند با درمان به موقع کنترل شوند، هزینههای بیشتری را به خانواده و نظام سلامت تحمیل خواهند کرد.
هشدار احمد آریایینژاد درباره کاهش مراجعه بیماران و پیامدهایی مانند خوددرمانی و پیشرفت بیماریها، دقیقاً ازهمین زاویه اهمیت دارد.
در سوی دیگر، آمار اعلام شده از سوی مهدی پیرصالحی درباره افزایش ۱۰۳ درصدی متوسط قیمت دارو و رشد ۳۵ درصدی پرداخت مستقیم بیماران، تصویری از فشار موجود بر سبد سلامت خانوار ارائه میکند.
اکنون مسئله اصلی این نیست که بیمار چرا کمتر به پزشک مراجعه میکند؛ پاسخ تا حد زیادی روشن است: وقتی هزینه درمان از توان مالی خانواده عبور کند، بیمار ناچار به انتخاب میشود؛ مسئله اصلی این است که چند بیمار در حال انتخاب نکردن درمان هستند؟
اگرپاسخ دقیقی برای این سؤال وجود نداشته باشد، خلوت شدن مطبها میتواند تصویری گمراهکننده از وضعیت سلامت جامعه ایجاد کند؛ممکن است مراجعه کمتر شده باشد، اما بیماری کمتر نشده است.
درمان نباید به کالایی تبدیل شود که بیمار فقط زمانی سراغش برود که توان مالی داشته باشد. وقتی گرانی دارو و خدمات پزشکی باعث میشود بیمار مراجعه خود را عقب بیندازد، جامعه در واقع بخشی از هزینه سلامت خود را از امروز به فردا منتقل میکند؛ فردایی که ممکن است با بیماری شدیدتر، درمان طولانیتر و هزینه ای چند برابر بازگردد.
بنابراین، هشدار امروز درباره گرانی دارو و کاهش مراجعه، صرفاً یک هشدار اقتصادی نیست؛ زنگ خطری برای دسترسی مردم به درمان است؛ اگر قرار باشد بیمار به جای پرسیدن «کدام پزشک بهتر است؟» ابتدا بپرسد «آیا اصلاً پول دکتر رفتن را دارم؟»، مسئله دیگر فقط قیمت دارو نیست؛ مسئله، فاصله گرفتن تدریجی بخشی از مردم از حق دسترسی به درمان است.





نظر شما